... وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمَاءَ ...


* یـکی از بـهترین آهـنگها و تـرانـه های ایـن شـب و روزهای مـن ایـنه :


مـنـم مثـل تو مـات این قـصه ام

تو هـم مثـل من امـشـبـو دعـوتـی

درسـت تو هـمـیـن ساعـت و ثـانـیه

سـزاوار زیبا تریـن رحـمـتی

تـو این حـس و حـال عجیب و غـریب

دو تا بـال مـیخای که رو شـونه اتـه

تو از هـر مـسیری بـری ، مـیرسی

تو از هـر دری  بگـذری  خونـته

از این سـفـره ها مـعجزه  دور نیست

بـبـین دست  دنـیا  تـو دسـت  مـنه

دعـــا مـیکنم تا اجابـت بـشه

دعـــا مـیکنم چون دلم روشنه

مـن از عـشـق بـارون به دریـا زدم

بـه بـارون و به آسـمون دعـوتـیم

چـه مهـمـونـیه با شـکـوهی شــده

تـو ایـن لحـظه هایی که هـم صحـبتـیم ...



برچسب‌ها: ماه خدا, مهمانی
+ تاريخ جمعه سی ام تیر 1391ساعت 19:39 نويسنده شادی(زهرا) . جودکی |